فرهنگ سازي مدلهاي مختلفي دارد گاهي زوري، گاهي با تبليغات و گاهي با آموزش رخ مي دهد حتماً يادتان هست روزهايي را كه سوار ماشين مي شديم و بدون آنكه به بستن كمربند ايمني توجه كنيم به اين طرف و آن طرف ميرفتيم. پليس راهنمايي و رانندگي شروع به تبليغات زيادي براي بستن كمربند ايمني كرد و از مردم خواست تا براي حفظ سلامتيشان هنگام رانندگي از كمربند ايمني استفاده كنند ولي اكثر مردم توجهي نمي كردند آن موقع بود كه پليس اعمال زور كرد و اعلام كرد كه هر كس كمربند ايمني را در هنگام رانندگي نبندد جريمه خواهد شد اتفاقاً پليس به صورت جدي پيگيري كرد به صورتي كه امروز فرهنگ بستن كمربند ايمني در جامعه ما جا افتاده است.اين نمونه اي از فرهنگ زوري است. فرهنگ با تبليغات هم مي تواند در جامعه مثمرثمر واقع شود. شهرداري با تبليغات تلويزيوني توانست اين فرهنگ را از بين مردم جا بياندازد به جامعه بياموزد كه آشغالهايشان را ساعت 9 بيرون بگذارند يا در خيابان آشغال نريزند هر چند كه ممكن است افرادي نيز پيدا شوند كه اقدام به چنين كارهايي كنند ولي تعداد اين افراد نسبت به كل جامعه بسيار اندك و محدود است ولي شهرداري در اين زمينه توانست موفق عمل كند. معمولاً فرهنگسازي از طريق آموزش زمان زيادي مي برد و از سنين پايين آغاز مي شود مثلاً كمك كردن به ديگران و يا احترام گذاشتن به بزرگتر ،از جمله مواردي هستند كه از طريق آموزش چه در مدارس و چه از طريق والدين صورت مي گيرد. چرا كه كمك كردن به ديگران و يا احترام گذشتن به بزرگتر را نمي توان با اعمال زور به جامعه آموخت هر چند كه ممكن است تبليغات نيز تاثيراتي كوتاه مدت در جامعه بگذارد ولي اين گونه موارد تنها با آموزش است كه مي تواند در جامعه جايگاه واقعي خود را پيدا كند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:31 توسط نادر خجسته
|
