فساد اقتصادي فساد اقتصادي كه سرچشمه آن رانت خواري است مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد البته در تمام كشورهاي دنيا اين مساله وجود دارد حال در برخي كشورها كمتر و در برخي ديگر بيشتر. فساد اقتصادي معمولاً از مسئولان رده بالاي يك كشور كه داراي قدرت هستند شكل مي گيرد و اين شكل گيري بدون سروصدا انجام مي شود. اما گاهي بر سر قدرت يا فساد اقتصادي بيشتر با يكديگر به مقابله مي پردازند كه افشاگيري روي مي دهد. اين افشاگري به بهانه عدالت اقتصادي روي مي دهد ولي نتيجهاي كه ازآن حاصل مي شود بازداشت عدهاي از خرده پاها است و ديگر هيچ... موانعي كه مي تواند بر سر راه عدالت اقتصادي قرار گيرد اجراي حقوق متقابل بين حاكميت و ملت و در نتيجه تحقق عدالت اقتصادي است كه همان رانت خواري را حاصل مي شود. ازاين رو عوامل سياسي رانت به صورت زمينههاي اجتماعي شكل ميگيرد. زمينههاي اجتماعي كه با برخورداري بعضي افراد از امتيازهاي ويژهاي درارتباط با برخي افراد است شامل سو استفاده از موقعيت شغلي، روابط خويشاوندي قرار گرفتن در جرگه يك گروه تشكل خاص، حاكميت دولتي، آشنايي بر شايستگي افراد در احراز مسئوليت، راه استفاده ناحق از امكانات و عواملي مشابه آن تاثير بسياري در رانتهاي اجتماعي دارد. از ديگر عواملي كه در رانت مي تواند تاثير داشته باشد وضعيت نابهنجار اقتصادي از قبيل انحصار استفاده از منابع طبيعي، محدوديت هاي بازرگاني، سياستهاي حمايتي، كنترل قيمتها و چندگانگي نرخ ارز و مشابه آنها مي تواند به شكل گيري رانت اقتصادي كمك كند. همچنين دستيابي زود هنگام به اطلاعات اقتصادي در مورد سياستهاي بازرگاني، ارزي، بازار سهام، طرحهاي عمراني و .. نيز مي تواند از عمده رانتهاي اطلاعاتي باشد. اين موارد از عواملي هستند كه مي توان از آنها به عنوان ،موانعي بر سر راه عدالت اقتصادي نام برد و تنها راه جلوگيري از فسادهاي اقتصادي و رانت خواريبه قول دكتر قاليباف ايجاد "شفافيت" است و كاركرد شفافيت را هم فراتر از مبارزه با فساد مي داند. 
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:55 توسط نادر خجسته
|

معضلي به نام كارت پايان خدمت! سربازي يك وظيفه ملي است كه همه آقايان بايد تجربه كنند بگذريم كه بعضيها از اين امر مهم و ملي فرار مي كنند ما كه به صورت قانوني خريديم كارتمان هم واقعي، واقعي. اما بيچاره آن هايي كه به دنبال معافيت ازخدمت هستند مثل فوتباليستها كه همش به فكر پول اند. اون بدبختها چي كار كنند! گناه شان اين كه مي خوان پول دار شن. خوب سربازي عاملي، كه باعث پول دار نشدن فوتباليستهاست به همين خاطر و از راههاي مختلف فوتباليستها به دنبال كارت پايان خدمت هستند از نوع جعلي. البته خودشون ميگن كه به خاطر پول نيست. به خاطر اين كه وقتمان تلف نشه. حالا از بخت بد اين فوتباليستها كه بايد كلي زحمت بكشند تا يه لقمه نون در بيارن ،مسئولان رده بالا به دلايل مختلف گير دادن به كارت اين بدبختها. جواد رزاقي اولين كسي بود كه به قول خودموني ها گير افتاد و ازبخت بدش گير شاه حسيني كسي كه با هيچ كس شوخي نداره وهمه ازش مي ترسن افتاد، دوسال از فوتبال محرومش كرد. البته بعد از رزاقي كارتهاي جعلي بعدي لو رفت اين بار خوزستانيها رضا بيگدلي، علي حمودي، عادل كلاه كج و رضا طاهري كه به احتمال فراوان جريمههاي سنگيني به دنبال آنهاست. ولي نكته مهم اين است كه چرا فوتباليستها يا راحتتر بگم برخي جوانان از خدمت فراری هستند؟

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:14 توسط نادر خجسته
|

اين حرف بسياري از سياست مدارهاي بزرگ است كه مي گويند سياست به هيچكس رحم نمي كند. سياست مقوله اي است بسيار پيچيده كه وارد شدن به آن كار هر كسي نيست حال اگر بخواهد موضوع اخلاق را هم مدنظر داشته باشد. بسياري از سياست مدارها با مقوله اي چون اخلاق كاملا بيگانه هستند و كمتر كسي پيدا مي شود كه به اين نكته توجه خاص داشته باشد. البته ديده ايم سياسيوني كه تلاش كرده اند اخلاق را در سياست هاي خود مدنظر داسته باشند اما به مهره اي سوخته تبديل شده اند و همواره مورد آزار قدرتمندان سياسي. به اعتقاد بنده سيد محمد خاتمي و محمد باقر قاليباف از سياسيوني هستند كه سعي كرده اند با تفكري اخلاقي و براي منافع ملت خود قدم بردارند و به همين خاطر از چهره هاي مقبول مردم هستند. اما سوالي كه در ذهن وجود دارد اين است كه آيا مي توان اميدوار بود كه سياست و اخلاق در راستاي يكديگر نه در مقابل هم قرار گيرند ؟ يا بهتر بگويم ؛مي توان خوشبين بود كه سياست مدارهايي در راس امور داشته باشيم هم راستا با اخلاق؟ حضرت علي(ع) مي گويد: اگر پرهيز از كار اخلاقي نبود من از همه عرب سياستمدارتر بودم و از اين گفته برداشت ميشود كه اخلاق مانعي برسر راه سياست ميباشد. همچنين ،ماكياول و هابز طي اين مدت مورد ملامت و مواخذه قرار گرفتهاند چرا كه ما كياول سياست را از اخلاق جدا دانسته و از اين جهت او را مسئول همه نا اخلاقيهاي سياست امروز ميدانند و هابز را هم دنبال رو نظر ماكياول ميدانند. سياست، تدبير امور مردم و اجراي قوانين و مقررات و نظم براي صلاح مردم مي باشد و سياستمداران زياد نيستند در حالي كه مردم در سياست دخالت مستقيم ندارند. اخلاق با سياست تفاوت دارد .سياست كارعده معدودي براي همه و اخلاق متعلق به همه و مسئوليت آن براي افراد ميباشد. در سياست حفظ قدرت مهم بوده و با رعايت اخلاق قدرت به خطر مي افتد و انتقال قدرت هم همواره با خشونت انجام مي پذيرد.
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:53 توسط نادر خجسته
|

همايشهاي فوتبال و رسانه سالهاست كه همايش هايي مربوط به فوتبال در كشورمان برگزار نشده است و شايد يكي از ضعفهاي فوتبال ما ارتباط فوتبالي ها با رسانه ايهاباشد،چرا كه تنها چيزي كه در فوتبال ما رشد صعودي داشته،حاشيه هاي فوتبال است و هيچگاه به دنبال راهكاري براي جلوگيري از اين حواشي نبوده ايم. اما مي توان با برگزاري همايشهاي متعدد بين اهالي فوتبال ورسانه از اين حواشي ها كاست و از تبادل نظر بين اهالي فوتبال ورسانه به سير صعودي فوتبال كشورمان اميدوار بود. يكي از كارهاي جالبي كه با تازگي درحال انجام است همايشهاي فوتبال و رسانه است كه به لطف انجمن اوج در حال شكلي گيري است واولين قدم آن همايش فوتبال و رسانه در فرهنگسراي رسانه بود. كانون مربيان فوتبال با الگوبرداري از انجمن اوج تصميم گرفتند كه همايشي را بانام مربيان و رسانه ها برگزار كنند و قرار شد كه اين همايش با مشاركت انجمن اوج برگزار شود اين همايش قرار است كه 29 خرداد ماه در آكادامي المپيك واقع در مجموعه ورزشي انقلاب برگزار شود. البته همايش دوم انجمن اوج 10 تير ماه با نام بررسي و نقد مديريت در فوتبال كشور در فرهنگسراي رسانه برگزار مي شود كه از بزركترين همايشهاي فوتبالي در سالهاي اخير خواهد بود. اين همايشها علاوه بر اين كه باعث ارتباط بيشتر بين فوتباليها و اهالي رسانه و همچنين جلوگيري از برخي حواشي موجود در فوتبال مي شود،باعث ايجاد فرهنگي سالم بين اين دو نيز مي شود چرا كه همانطور كه در برنامه هاي مختلف تلوزيوني شاهد هستيم اختلافاتي بين رسانهها و فوتبالي ها وجود دارد كه باعث دلخوري يكديگر مي شوند. با برگزاري اين همايش ها كه در ورزش ما امري ضروري به نظر مي رسد مي تواند كمك شاياني در ايجاد فرهنگي مناسب بين اهالي رسانه و فوتبال كند. اين موضوع قطعاً مي تواند هواداران تيمها را نيز تحت شعاع قرار دهد. چرا كه فرهنگسازي تنها با حكم هاي سنگين توسط كميته انضباطي فدراسيون فوتبال قابل حل نخواهد بود. اين همايشها در بحث هاي مختلف مي تواند حتي به مديران باشگاهها براي پيشبرد باشگاهايشان كمك كند. 
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:14 توسط نادر خجسته
|

قهرمان افتخارش اين است كه باعث غرور كشورش در بين كشورهاي ديگر باشد و پرچم كشورش را در ميدان بزرگي چون المپيك كه حضور در آن آرزوي هر كسي است بر بالاي سر ببيند و با غرور بگويد اين است ،كشور من ايران. صحبت از قهرمان المپيك 2000سيدني است،عليرضا دبير كه باعث غرور 70ميليون ايراني شد. دبير كسي است كه به هر طريقي مي خواهد به ملت خود خدمت كند،در ورزش باعث غرور مردم شد وحال در شوراي شهر خدمتگذار مردم. قهرمان زماني بد مي شود كه از عملكرد نامطلوب فدراسيون خود انتقاد كند.آيا قهرمان نمي تواند از فدراسيون خود انتقاد كند؟ پ.ن : به بهانه پايين آوردن عكسهاي قهرمان از ديوارهاي فدراسيون كشتي به خاطر انتقاد از فدراسيون خود به دستور رئيس اين مجموعه كه حتي ديدن وي باعث آزارش مي شد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:26 توسط نادر خجسته
|
