تبليغاتX
بدون مرز

سلام استاد مازيار خان ناظمي .

اول اينكه مجدادا ممنون از بابت حضورتان در اين برنامه. بابت كاستي ها و اتفاقاتي كه در حاشيه همايش افتاد ( هر چند بر خلاف شما فكر مي كنم) پوزش مي طلبم.اينكه يك فرد رسانه اي همچون شما كه البته مدت زيادي است براي ما حكم معلمي داريد و مدت زيادي است شما را در ذهنمان ، يك گوينده متعهد و بزرگ مي دانيم ، اين برنامه را از پيش تعيين شده و حساب شده و در جهت منافع يك فرد بداند ، حتماً جالب تر از اصل اجرا است چه اينكه تا به حال خودمان هم به اين موضوع فكر نكرده بوديم.

و جالب تر اينجا كه براي شما كه يك رسانه اي هستيد و مدت هاست براي ما تفاوت زيادي با بقيه رسانه اي ها داريد ، هنوز جرياناتي ساده چنان خواص پيچيده‌اي پيدا مي كند كه مثلاً فلان برنامه ورزشي حاشيه اي يك سري جوان علاقه مند را به سياست مربوط مي كنيد. نمي دانم شايد اين خاصيت صداوسيما باشد كه فضا را براي نيروهايش اينچنين ساخته. به هر حال چون همچنان در ذهنمان شما را يك فرد رسانه اي متعهد به كار مي دانيم ، جهت توضيح عرض مي شود كه برگزاري نشست اوج ، ارتباطي با شهردار قاليباف نداشت. فرقي هم نمي كند در رسانه تان به همان اندازه كار كنيد يا خير، اصلاً فرقي هم ندارد كه اين متن در وبلاگ شما باشد يا خير ، مراتب صرفاً جهت روشن شدن موضوع خدمتتان عرض شد.

استاد مازیار خان ناظمی 

اينكه شما قرار بر صحبت داشتيد ، صرفاً با نظر خودتان بود. قصد انجمن نه بررسي موضوعي گفت و گوي شما با سرمربي فعلي تيم ملي بود و نه دفاع از عملكرد آقاي مايلي كهن . با اشاره شما كه اعلام آمادگي كرديد براي گفت و گو با آقاي مايلي كهن ، مجري برنامه بهتر ديد تا فضا را براي باز كردن اين موضوع نيز فراهم كند. البته براي ما جا خوشبختي است كه شما در اين مراسم به ايراد سخن پرداختنيد ، اما جهت بادآوري عرض مي كنم كه باز شدن اين موضوع به دليل اعلام آمادگي بود كه حضرتعالي داشتيد.

استاد مازيار خان ناظمي

یکی از دوستانم ، ذكر خير شما و نوع رفتار خاص شما را برايم انجام داده و از همان زمان هم علاقه قلبي‌ام به شما بيش از اين ها شده است. حضور شما در اين برنامه حتماً بركت مراسم را بيش از قبل كرد. حتي آنجا كه اين فرصت مهيا شد تا از پشت تريبون فعاليت هاي انجمن را مورد نقد تندي قرار دهيد نيز براي ما دلنشين بود. به هر حال پيشكسوت اين جوانان رسانه اي حتي اگر نقدش مناسب حال آن ساعات‌شان نباشد ، هم خير دارد و هم تجربه. تشكر دوباره مي كنم از حضور سبزتان در مراسم اوج. بي صبرانه انتظار مي كشيم تا در فرصتي ديگر هم در خدمت شما باشيم. انشالله اين بار بتوانيم به بهترين نحو شما را در جريان كار قرار دهيم.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:14 توسط نادر خجسته |

فرهنگ سازي مدل‌هاي مختلفي دارد گاهي زوري، گاهي با تبليغات و گاهي با آموزش رخ مي دهد حتماً يادتان هست روزهايي را كه سوار ماشين مي شديم و بدون آنكه به بستن كمربند ايمني توجه كنيم به اين طرف و آن طرف مي‌رفتيم. پليس راهنمايي و رانندگي شروع به تبليغات زيادي براي بستن كمربند ايمني كرد و از مردم خواست تا براي حفظ سلامتي‌شان هنگام رانندگي از كمربند ايمني استفاده كنند ولي اكثر مردم توجهي نمي كردند آن موقع بود كه پليس اعمال زور كرد و اعلام كرد كه هر كس كمربند ايمني را در هنگام رانندگي نبندد جريمه خواهد شد اتفاقاً پليس به صورت جدي پيگيري كرد به صورتي كه امروز فرهنگ بستن كمربند ايمني در جامعه ما جا افتاده است.اين نمونه اي از فرهنگ زوري است.

فرهنگ با تبليغات هم مي تواند در جامعه مثمرثمر واقع شود. شهرداري با تبليغات تلويزيوني توانست اين فرهنگ را از بين مردم جا بياندازد به جامعه بياموزد كه آشغال‌هايشان را ساعت 9 بيرون بگذارند يا در خيابان آشغال نريزند هر چند كه ممكن است افرادي نيز پيدا شوند كه اقدام به چنين كارهايي كنند ولي تعداد اين افراد نسبت به كل جامعه بسيار اندك و محدود است ولي شهرداري در اين زمينه توانست موفق عمل كند.

 معمولاً فرهنگسازي از طريق آموزش زمان زيادي مي برد و از سنين پايين آغاز مي شود مثلاً كمك كردن به ديگران و يا احترام گذاشتن به بزرگتر ،از جمله مواردي هستند كه از طريق آموزش چه در مدارس و چه از طريق والدين صورت مي گيرد.

چرا كه كمك كردن به ديگران و يا احترام گذشتن به بزرگتر را نمي توان با اعمال زور به جامعه آموخت هر چند كه ممكن است تبليغات نيز تاثيراتي كوتاه مدت در جامعه بگذارد ولي اين گونه موارد تنها با آموزش است كه مي تواند در جامعه جايگاه واقعي خود را پيدا كند.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:31 توسط نادر خجسته |

فساد اقتصادي

فساد اقتصادي كه سرچشمه آن رانت خواري است مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد البته در تمام كشورهاي دنيا اين مساله وجود دارد حال در برخي كشورها كمتر و در برخي ديگر بيشتر.

فساد اقتصادي معمولاً از مسئولان رده بالاي يك كشور كه داراي قدرت هستند شكل مي گيرد و اين شكل گيري بدون سروصدا انجام مي شود. اما گاهي بر سر قدرت يا فساد اقتصادي بيشتر با يكديگر به مقابله مي پردازند كه افشاگيري روي مي دهد.

اين افشاگري به بهانه عدالت اقتصادي روي مي دهد ولي نتيجه‌اي كه ازآن حاصل مي شود بازداشت عده‌اي از خرده پاها است و ديگر هيچ...

موانعي كه مي تواند بر سر راه عدالت اقتصادي قرار گيرد اجراي حقوق متقابل بين حاكميت و ملت و در نتيجه تحقق عدالت اقتصادي است كه همان رانت خواري را حاصل مي شود. ازاين رو عوامل سياسي رانت به صورت زمينه‌هاي اجتماعي شكل ميگيرد.

زمينه‌هاي اجتماعي كه با برخورداري بعضي افراد از امتيازهاي ويژه‌اي درارتباط با برخي افراد است شامل سو استفاده از موقعيت شغلي، روابط خويشاوندي قرار گرفتن در جرگه يك گروه تشكل خاص، حاكميت دولتي، آشنايي بر شايستگي افراد در احراز مسئوليت، راه استفاده ناحق از امكانات و عواملي مشابه آن تاثير بسياري در رانت‌هاي اجتماعي دارد.

از ديگر عواملي كه در رانت مي تواند تاثير داشته باشد وضعيت نابهنجار اقتصادي از قبيل انحصار استفاده از منابع طبيعي، محدوديت هاي بازرگاني، سياست‌هاي حمايتي، كنترل قيمت‌ها و چندگانگي نرخ ارز و مشابه آنها مي تواند به شكل گيري رانت اقتصادي كمك كند.

همچنين دستيابي زود هنگام به اطلاعات اقتصادي در مورد سياست‌هاي بازرگاني، ارزي، بازار سهام، طرح‌هاي عمراني و .. نيز مي تواند از عمده رانتهاي اطلاعاتي باشد.

اين موارد از عواملي هستند كه مي توان از آنها به عنوان ،موانعي  بر سر راه عدالت اقتصادي نام برد و تنها راه جلوگيري از فسادهاي اقتصادي و رانت خواري‌به قول دكتر قاليباف ايجاد "شفافيت" است و كاركرد  شفافيت را هم فراتر از مبارزه با فساد مي داند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:55 توسط نادر خجسته |

معضلي به نام كارت پايان خدمت!

سربازي يك وظيفه ملي است كه همه آقايان بايد تجربه كنند بگذريم كه بعضي‌ها از اين امر مهم و ملي فرار مي كنند ما كه به صورت قانوني خريديم كارتمان هم واقعي، واقعي.

اما بيچاره آن هايي كه به دنبال معافيت ازخدمت هستند مثل فوتباليست‌ها كه همش به فكر پول اند. اون بدبخت‌ها چي كار كنند! گناه شان اين كه مي خوان پول دار شن.

خوب سربازي عاملي، كه باعث پول دار نشدن فوتباليست‌هاست به همين خاطر و از راه‌هاي مختلف فوتباليست‌ها به دنبال كارت پايان خدمت هستند از نوع جعلي. البته خودشون ميگن كه به خاطر پول نيست. به خاطر اين كه وقتمان تلف نشه.

حالا از بخت بد اين فوتباليست‌ها كه بايد كلي زحمت بكشند تا يه لقمه نون در بيارن ،مسئولان رده بالا به دلايل مختلف گير دادن به كارت اين بدبختها.

جواد رزاقي اولين كسي بود كه به قول خودموني ها گير افتاد و ازبخت بدش گير شاه حسيني كسي كه با هيچ كس شوخي نداره وهمه ازش مي ترسن افتاد، دوسال از فوتبال محرومش كرد.

البته بعد از رزاقي كارتهاي جعلي بعدي لو رفت اين بار خوزستاني‌ها رضا بيگدلي، علي حمودي، عادل كلاه كج و رضا طاهري كه به احتمال فراوان جريمه‌هاي سنگيني به دنبال آنهاست.

ولي نكته مهم اين است كه چرا فوتباليست‌ها يا راحت‌تر بگم برخي جوانان از خدمت فراری هستند؟

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:14 توسط نادر خجسته |

 

اين حرف بسياري از سياست مدارهاي بزرگ است كه مي گويند سياست به هيچكس رحم نمي كند.

سياست مقوله اي است بسيار پيچيده كه وارد شدن به آن كار هر كسي نيست حال اگر بخواهد موضوع اخلاق را هم مدنظر داشته باشد.

بسياري از سياست مدارها با مقوله اي چون اخلاق كاملا بيگانه هستند و كمتر كسي پيدا مي شود كه به اين نكته توجه خاص داشته باشد.

البته ديده ايم سياسيوني كه تلاش كرده اند اخلاق را در سياست هاي خود مدنظر داسته باشند اما به مهره اي سوخته تبديل شده اند و همواره مورد آزار قدرتمندان سياسي.

به اعتقاد بنده سيد محمد خاتمي و محمد باقر قاليباف از سياسيوني هستند كه سعي كرده اند با تفكري اخلاقي و براي منافع ملت خود قدم بردارند و به همين خاطر از چهره هاي مقبول مردم هستند.

اما سوالي كه در ذهن وجود دارد اين است كه آيا مي توان اميدوار بود كه سياست و اخلاق در راستاي يكديگر نه در مقابل هم قرار گيرند ؟

يا بهتر بگويم ؛مي توان خوشبين بود كه سياست مدارهايي در راس امور داشته باشيم هم راستا با اخلاق؟

حضرت علي‌‏(ع) مي گويد: اگر پرهيز از كار اخلاقي نبود من از همه عرب سياستمدارتر بودم و از اين گفته برداشت مي‌‏شود كه اخلاق مانعي برسر راه سياست مي‌‏باشد.

همچنين ،ماكياول و هابز طي اين مدت مورد ملامت و مواخذه قرار گرفته‌‏اند چرا كه ما كياول سياست را از اخلاق جدا دانسته و از اين جهت او را مسئول همه نا‌ ‏اخلاقي‌‏هاي سياست‌‏ امروز مي‌‏دانند و هابز را هم دنبال رو نظر ماكياول مي‌‏دانند.

سياست، تدبير امور مردم و اجراي قوانين و مقررات و نظم براي صلاح مردم مي باشد و سياستمداران زياد نيستند در حالي كه مردم در سياست دخالت مستقيم ندارند.

اخلاق با سياست تفاوت دارد .سياست كارعده معدودي براي همه و اخلاق متعلق به همه و مسئوليت آن براي افراد مي‌‏باشد.

در سياست حفظ قدرت مهم بوده و با رعايت اخلاق قدرت به خطر مي افتد و انتقال قدرت هم همواره با خشونت انجام مي پذيرد.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:53 توسط نادر خجسته |